السيد محمد صادق الروحاني

44

نظام حكومت در اسلام (فارسى)

« بعد از تعيين پيغمبر ( صلى الله عليه وآله ) ، على ( عليه السلام ) را به خلافت و رأى حاضرين در سقيفه به ابىبكر ، بوى اشرافيت و قوميت باز برخاسته است ، بيعت به‌جاى وصايت چگونه رأى قبيله اوس و خزرج كه به رئيسشان رأى مىدهند و رأى قريش كه به شيخشان ! مىتواند بر رأى پيغمبر فائق آيد . چگونه اين مردمى كه در سقيفه بر سعد اجتماع مىكنند و با يك جمله ابوبكر بر مىگردند و بر او اجماع مىكنند ! رشد و آگاهى دارند كه پيغمبر را از دخالت در سرنوشت سياسىشان بىنياز سازد ، تازه اين‌ها مردم شهر پيغمبر هستند و در كنار او و با او زيسته‌اند و جهاد كرده‌اند و از او اسلام آموخته‌اند و آنها ابوبكر و عمرند ، فردا كه اسلام از مدينه بيرون رفت و اين نسل گذشت ، آنگاه اين بيعت چه سرنوشتى را براى رهبرى مردم خواهد ساخت ؟ چه كسانى رأى خواهند داد ؟ چه كسانى انتخاب خواهند شد ؟ » تا آنكه مىنويسد : « . . . خانه‌نشينى على آغاز يك تاريخ هولناك و خونين است و بيعت سقيفه كه آرام و هوشيارانه آغاز شد ، بيعت‌هاى خونينى را به‌دنبال خواهد داشت و فدك سرآغاز غصب‌هاى بزرگ و ستم‌هاى بزرگ فردا خواهد بود . فردا سياه و هولناك و خونين است و فرداها و فرداها و فرداها . و غارت‌ها و قتل‌عام‌ها و شكنجه‌ها . و خلافت‌هاى فردا مصيبتى بزرگ براى اسلام ، فاجعه سنگين براى بشريت » .